دوشنبه 1388/10/28
چرا شدی قربونیه این دنیا
کجا رفت اون روزا؟چرا
......................................
دوشنبه 1388/10/07
آخیش...تموم شد
ایامی که گشنه ها خرج میکنن تا شکم سیرها شکمشون گنده تر از همیشه بشه و
به عشق غذای نذری چندروزی دست توی جیب نکنن
سه شنبه 1388/10/01
بعداز ده ماه سلام دوباره
بعداز ده ماه اومدم بگم که من زنده ام
ممنون از اون معدود کسانی که توی این مدت تنهام نذاشتنو به یادم بودن
ایشالا دارم تلاشمو میکنم که بازهم بنویسم
دوستتون دارم
سه شنبه 1387/12/13
از خانه ویرانم از حسرت پنهانم می آیم و میدانم من یک شبه مهمانم
گر یوسف تبعیدی در حسرت کنعانم
گر هم نفس یعقوب آن پیر پریشانم
تا مرهم پیراهن بر زخم دو چشمانم
در دایره حسرت میچرخم و میخوانم
من یک شبه مهمانم
ای هر نفست خورشید در ظلمت این تبعید
ای مرهم تو امید بر زخم تن و جانم
ای دست تو آسایش ای پاسخ هر خواهش
تو ساحل آرامش من موج پریشانم
آهنگ سفر کردم رو سوی تو آوردم اما دل من آنجاست
در جمع عزیزانم
